کتابخانه عمومی پروین اعتصامی یانچشمه

متن مرتبط با «حکایت» در سایت کتابخانه عمومی پروین اعتصامی یانچشمه نوشته شده است

حکایت

  • نیلوبلاگ

    ... مرد جوانی که برای کسب روزی به صحرا میرفت از صبح تا عصر هیزم جمع می کرد و برای فروش به شهر می آورد و می فروخت تمام درآمد او یک دینار بود او از این وضعیت به تنگ آمده بود برای همین برای شکایت پیش پیامبر رفت و گفت تو که پیامبر خدا هستی به خدا بگو کمی این درگاهش را کج کند تا وضعیت من از این بهتر شود سخن مرد برای پیامبر شیرین آمد به او گفت برو به خانه ات از فردا خدا درگاه اش را برای تو ...

    ادامه مطلب